تبلیغات
دوستانه - دل
سه شنبه 3 آبان 1384

دل

   نوشته شده توسط: ۰۰۱    نوع مطلب :

 

تمام دلم پر از آتش تنهایی و برف سكوت است .... بیابان تا بیابان من است و سكوت است و آفتاب ... من آفتاب را زیاد دوست ندارم .... مهتاب و ماه را بیش از تابش مستقیم آفتاب می خواهم . دلم برای سكوت شب همیشه تنگ است ... پاهای من خسته از بیابان است و شب همان انتهای آرامش یك پرنده مهاجر است و من دلم بسیار گفته است وقتی پاهام احساس خستگی خود را به التهاب نفسهای آتشینم می سپارد . دلم ای عزیز گرامی تنگ است و من چشم خیس بازان خورده ای را دیگر جستجو نخواهم كرد ... زیرا بیابان پایان ندارد ... حتی سراب هم دلخوشی من نمی شود .... نه ! راستش را نگفتم ... سادگی من همیشه گول سراب را خورده است