تبلیغات
دوستانه - نامه ای برای خدا (خسته شدم)
یکشنبه 2 مهر 1391

نامه ای برای خدا (خسته شدم)

   نوشته شده توسط: فرهاد    نوع مطلب :عاشقانه ،دوستانه ،

سلام یار همیشگی من

سلام گل بارون زده من

گله دارم گله دارم

خسته ام

خسته از این همه تنهایی

خدایا خسته ام از این همه آدمهایی که تو خلق کردی

از این همه نامردی

خدایا خسته ام  از آن همه بی وفایی

خدایا مگه تو نگفتی که اگه ساحل دلمو به تو بسپارم تو بهترین قایقتو برام میفرستی

خدایا مگه تو نگفتی که اگه با تو باشم همراهیم میکنی

خدایا پس کجایی؟

میدونی خدا جون

به هر کی که میگم من با تو پیمان بستم مسخرم میکنه

به هر کی میگم تو همراه منی بهم میخنده

خدایا خسته ام از این همه تنهایی

میدونی چون منو تنها میبینن راحت بهم نارو میزنن

خدا جون من دیگه خسته شدم

من دیگه تحمل ندارم

خدایا پس چرا اینهمه فشار

پس چرا اینهمه بی مهری

نمیدونم دیگه خسته شدم

خدایامن گناهم چیه که منو فرستادی توی این دنیا

این همه بی معرفتی و فرستادی برا ما

خدایا از بس که بهت گفتم کمکم کن و نکردی

ار بس التماس کردمو نشنیدی

از بس گریه سر دادمو کاری نکردی

خسته ام ، خسته ام

خدا جون چه کنم عاشقتم

چه کنم ، تنهایم

من از اینهمه ناپاکی

پلیدی و بیباکی

خسته ام

من برای با تو بودن

من به جرم تو رو پرستیدن

اینهمه در آزارم

خدا جون تو بکن یاریم

......

خدا جون باز هم مثل هر شب

که گفتم برات دردهایم

تو شدی مرهم من

دیگه از غم رهایم

خدا حون ممنونم

که شنیدی حرفهایم

تو فقط رهایم کن

از این همه دردهایم ک دارم مینالم